درس زندگي-مطلب بسیار زیبا

رمـز و راز واژه های زشـت و زیـبا در زنـدگی !

عاقلانه ترین کلمه " احتیاط" است حواست را جمع کن

 

دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است اجازه نده مانع پیشرفتت شود

 

سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است اصلا وجود ندارد

 

مخرب ترین کلمه. . .

ادامه نوشته

سلام

خیلی ممنون از دوستان بابت مطالب زیبایی که به صورت خصوصی فرستادید

بسیار خوشحال شدم از حسن نظر شما.

امیدوارم همیشه خوب وسلامت باشید

 

کدام حیوان را بکشیم و کدام رو نه؟؟؟؟؟

هنگام کشتن هر حیوانی، فرقی نمی کند که موذی باشد یا اهلی و یا هر نوع دیگر، ممکن است این سوال ها پیش بیاید که آیا از نظر شرعی کشتن این حیوان اشکال دارد؟
 
و یا این پرسشی در ذهن شما باشد که از نظر دین اسلام کشتن چه حیواناتی جایز و کشتن چه حیواناتی حرام است؟ دستورات و سفارش های دین در این باره، چگونه است؟
به جز حیواناتی که جهت مصرف و خوراک انسان کشته می شود؛ در مورد کشتن سایر حیوانات، توجه به دو نکته ضروری است:
 
1. هر حیوانی که در ملکیت دیگری است؛ کشتن آن ممنوع است. حتی مانند مگس و پشه ای که مثلا دانشمند حشره شناسی برای تحقیق آن ها را جمع آوری کرده است.
 
2.هر حیوانی که آزار دهنده است و برای دفع آزار آن، راهی جز کشتن نیست؛ می توان آن را کشت. گرچه مانند پرستو باشد که کشتن آن به خودی خود کراهت دارد. در آزار رسانی نیز فرقی نمی کند که به خود شخص آزار برساند یا به دیگرانی که آزار دیدن آن ها مسؤلیتی بیاورد و یا باعث آلودگی مواد غذایی و یا مولد بیماری شود.
 
اما برای جزئی تر شدن گفتار از روایات بهره می گیریم. حاصل روایات آن است که دو گونه حکم برای کشتار حیوانات قابل تصور است:

ادامه نوشته

خدا

سلام

سلام

سلام

سلام

سلام

سلام

یه دنیا سلام

بعضی اوقات ادم دلش تنگ میشه .....

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

                                   یادم از کشته ی خویش آمدو هنگام درو

شعر تنهای ماوای دل ........

افسوس که جان به جانان نمی رسد


روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد
 
مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید

مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید
 
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ


پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ


جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد

شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
 
روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد

اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد


روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت

آن جگر سوخته خسته از این دار برف

وصیت نامه وحشی بافقی

یادش بخیر بچه بودیم

شما یادتون نمیاد....

آلوچه و تمره هندی ، بستنی آلاسکا, همشون هم غیر بهداشتی

شما یادتون نمیاد....

تقلید کار میمونه…میمون جزو حیوونه

شما یادتون نمیاد....

خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد

شما یادتون نمیاد ....

کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیم یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا چند دقیقه دیگر

ادامه مطلب یه چیزایی نوشتم بخونید.............

ادامه نوشته

اولین فیلم سینمایی ایران  ( دختر لر )

سلام

دیگه خسته شدم از این کلمه .....

و با زهم تاسف برای ما لرها

ایا میدانید اولین فیلم سینمایی ایران چه نام داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه؟!!!!!!!!!!

پس این مطلب رو تا اخر بخونید .


اولین فیلم ناطق


فیلم «دختر لُر» محصول استودیو امپریال فیلم (بمبئی) به تهیه‌کنندگی اردشیر ایرانی و

فیلمنامه و کارگردانی عبدالحسین سپنتا اولین فیلم ناطق سینمای ایران است. در این فیلم

روح‌انگیز کرمانی (سامی‌نژاد) و عبدالحسین سپنتا، نقش‌های اصلی را بازی می‌کردند. فیلم

سیاه و سفید بود و داستان جعفر و گلنار را روایت می‌کرد که به دنبال علاقه‌ای که بهم پیدا

می‌کنند شرارت را در یک منطقه از بین می‌برند.

تهیه فیلم هفت ماه طول کشید و در دی ماه 1312 در و سینمای مایاک و سپه به روی پرده

رفت. این فیلم در هند فیلمبرداری شده بود.


نامه ایی به مهدی (عج)

سلام
خواهم برای تو نویسم ای عزیز فاطمه
سخته بر من دوری تو
سخته بر من که چون سحر بیدار شوم
وطلوعت را امیدوار نباشم.پس کی میای
پس کی میایی تا تو را همچون بوی خوش بهاران در اغوش گیرم

و حدیث دل گویم
نیک می دانی
نیک می دانی که چهره ام رادر لابه لای دستان پر ملوم دیوار کرده ام ولی باز هم، به امید و کرم خدا و بنده او امیدوارم

پس بیا
پس بیا تا که شاید خسته ایی ام را از تن بزدایم و دیداری تازه کنم
شاید این اخرین فرصت من باشد
شاید..................
                                                         نگاشته ایی از دوست

درد و دل یک مرد

عکس از وب سایت  خوش امدید

ته کریدور بود که باز صدای بلندی تکرار کرد. آن مرد در باران آمد .پسرک سرش را صاف نگه داشته بود که آبدارچی مدرسه گفت: چته بنویس .

آن مرد در باران آمد .
پسرک سرش را پایین انداخت و گفت:آن مرد ،تنها خیس شد.
چشمانش پر از اشک شد و قطرات اشکش افتادن روی صفحه ی امتحانش . هل شد و دست کشید روی برگه همه سیاهی با آن بر روی نوشته ها کشیده شد . مات و مبحوط ماند،چکند.
که باز کسی بلند گفت: نقطه سر خط.
آب گوش غذای لذیذی است.
پسرک دیگر نمی نوشت و فقط صفحه را نگاه می کرد. به یاد حرف باباش افتاد که همیشه می گفت: مرد که گریه نمی کنه .
پیش خودش گفت پدرم راست می گفت اگر گریه نمی کردم این جوری نمی شد.
چند سطری بچه ها دیکته نوشته بودند که خانوم معلم گفت :چرا نمی نویسی ،صفحه ی امتحانت چرا سیاه.
سرش را بالا گرفت و توچشاش نگاه کرد و گفت:بابام می گه مرد گریه نمی کنه .وقتی بارون میاد از خونه می زنه بیرون ،وقتی بر میگرده .هیچ کی نمی دونه که اون گریه کرده جز مادرم .
من هم بارونا خیلی دوست دارم .آخه هروقت بارون می زنه مامانم میاد به خوابم ،واسه من یه سبد پر سیب میاره و یه شاخ گل مریم.
اشکای تو چشاشو پاک کرد وگفت: حالا که بارون نمیاد همه میفهمن که من گریه کردم.
خانوم معلم برگشو بر داشت یه بر گه دیگه بهش داد و گفت :بنویس
بابا آب داد.
با با نان داد.
با با با با ...
که ناگهان بغضش ترکید شروع به گریه کرد....
                                                                                           برگرفته از بیا موزیک