اشترینان و تاریخچه این شهر
دشت سيلاخور عليا به مركزيت اشترينان بين كوههاي «چهل نابالغان» در غرب، «گرين» در جنوب و «يزدگرد» در شرق و شمال شرقي، قرار دارد و بواسطه نزديكي به اين كوههاي نسبتاً مرتفع، داراي آب و هواي كوهستاني، زمستاني سرد توأم با برف و تابستاني معتدل و خشك است.
هر كدام از كوههاي اطراف اشترينان وجه تسميه خاص خود را دارند.
1- كوه گرو «گرين» با ارتفاع 3627 متر در معناي عام به كوه روغن معروف است كه قلههاي آن «ميشپرور» و «صخره» است و رودهاي پرآبي از آن سرچشمه ميگيرد.
2- كوه «چهل نابالغان» با ارتفاعي در حدود 4000 متر در غرب اشترينان قرار دارد وجه تسميه اين قله به «چهل نابالغان» بنابر آنچه در ميان عامه مشهور است هنگام حمله اعراب در جنگ حلو لاچهل نفر از كودكان و جوانان ساساني از راه اين كوه قصد فرار به سوي لرستان را داشتند كه همگي توسط اعراب اسير شده و به قتل ميرسند و اينك نيز روي اين قله چهل قبر وجود دارد.
3- كوه «يزدگرد» با ارتفاعي در حدود 3000 متر در شرق اشترينان قرار دارد كه بواسطه وجود قلعه يزدگرد در آنجا به اين نام معروف شده است.
در اين كوهها در قديم حيواناتي وحشي همچون گرگ، گراز، بز كوهي، شغال، روباه، خرگوش، كفتار، راسو، پلنگ و خرس وجود داشته كه نسل اكثر آنها منقرض شده است و همچنين پرندگان مهاجر و غيرمهاجر و خزندگان همچون مار، سوسمار، لاكپشت، سمندر و آفتابپرست در اين كوهها وجود دارد.
«بادها»
اشترينان دشتي است كه اطراف آنرا كوههاي مرتفع در برگرفته در اين ناحيه بادهاي محلي بطور پيوسته در حالت وزيدن است. اشترينان داراي چهار نوع باد محلي است به نامهاي «دره گرگ باد»، «نهاوند باد»، «روز باد» و «شب باد». اين منطقه داراي شيبي است از شمال به جنوب. روز باد و شب باد بعلت اختلاف درجهاي است كه در شمال و جنوب اشترينان در هنگام طلوع و غروب آفتاب وجود دارد كه روز باد از جنوب به شمال و شب باد از شمال به جنوب وزيدن ميكند.
«قنوات»
اشترنيان داراي قناتهاي متعددي است كه با ظرافت خاصي در مكانهاي مناسب حفر شدهاند. و از قديم الايام از اين قناتها براي مصارف خانگي و كشاورزي استفاده ميشده حفر اين قناتها را به زمان ساسانيان نسبت ميدهند و هم اكنون هم تقريباً اكثر آنها آب دارند اين قناتها با نام زارعي كه آنها را مشروب ميكند نامگذاري شدهاند. آب از مظهر قنات وارد استخري ميشود كه در نزديك آن ساخته شده است و بعد از آن كه استخر پر از آب شد براساس زمانبندي مشخص آب وارد مزارع و باغات اطراف ميشود.
اشترينان قناتهاي متعددي دارد كه معروفترين آنها عبارتنداز:
1- قنات باباعلي در مزارع و باغاتي با همين نام
2- قنات دره ساطول
3- قنات رودخانه
4- قنات گل گل
5- قنات باقلاع كله
6- قنات كميريه
7- قنات گورسمه
8- قنات زيردره
9- قنات سراب
10- قنات چشمه كوره
همه اين قناتها استخر و مزارع مخصوص به خود را با همين نام دارند.
«ساگنه» (ساعت خورشيدي) (سايه سنگ)
سنگي را با قواعدي خاص در كنار استخرها بدور از سايه درختان و در زير نور مستقيم خورشيد قرار ميدادند. و به وسيله آن زمان باز و بسته شدن كشوي استخر و ميزان آبدهي به مزارع و باغات را معلوم ميكردند و در اصل كار ساعتهاي امروزي را انجام ميداده است.
باغات و مزارع
باغات و مزارع اشترينان قدمتي چند صد ساله دارند كه در گذشته وسيله امرار معاش ساكنين اين منطقه بوده است. محصول باغات اكثراً انگور است و مزارع را غالباً گندم و جو تشكيل ميدهند ولي محصولات ديگر از جمله حبوبات و صيفيجات در اين منطقه بخوبي پرورش مييابد در گذشته كشت خشخاش در اين منطقه از مرغوبيت بالايي برخوردار بوده است.
در كنار كشاورزي، دامداري و زنبورداري در اشترينان و روستاهاي اطراف مرسوم بوده است اشترينان در گذشته داراي 100 روستا در اطراف خود بوده است اين منطقه بدليل زيادي آب داراي روستاهاي متعددي همچون شمال كشور بوده ولي به مرور زمان بعلت كمآبي و ديگر مسائل روستاها متروكه شده و از بين رفتهاند و از تعداد آنها كاسته شده است تعدادي از روستاهاي معروف اشترينان عبارتنداز:
ونايي، تودهزن، كفشگران، ملميجان، گلچهران، جعفرآباد، دهريز، قائدطاهر، چهار برده دره گرك و... قوميت همه مردم ساكن در منطقه از قوم لر است كه تيرههاي مختلفي را از جمله روزبهاني و گودرزي تشكيل ميدهند زبان همه مردم منطقه لري اشتريناني است.
دين همه مردم منطقه اشترينان اسلام و مذهب همه شيعه اثني عشري است.
وجه تسميه اشترينان
در اينكه چرا اين منطقه را اشترينان ميخوانند چند نظريه وجود دارد.
1- اشترينان نسبت به نواحي اطراف خود مازاد توليد كشاورزي داشته و در مقابل گوسفند، استر و الاغ، گندم را معاوضه ميكردهاند روي اين اصل به اين منطقه «اشتر به نان» گفتهاند كه بتدريج با مرور زمان به اشترينان تبديل شده است.
2- در جنگ نهاوند يزدگرد اين منطقه را كه محيط سرسبز و خوبي بوده بعنوان محل نگهداري اسبان خود انتخاب ميكند بعبارتي اشترينان پايگاه سواره نظام سپاه يزدگرد سوم بوده و «استربان» ناميده ميشده كه به تدريج به اشترينان تبديل ميشود.
3- در زمان مادها اين منطقه بواسطه نزديكي به هكمتانه و داشتن مراتع و زمينهاي سرسبز يكي از مراتع سلطنتي بشمار رفته و سالانه دوازده هزار اسب در آن نگهداري و تربيت ميشده و اين كار در زمان ساسانيان نيز ادامه داشته و در آن زمان به «استربان» يا اشترينان معروف بوده كه در مرور زمان به اشترينان تغيير نام يافته است.
جنگ نهاوند
از مرگ «خسرو پرويز» تاجلوس «يزدگرد سوم» بيش از چهار سال نميگذشت. در اين چهار سال يازده تن به تخت سلطنت اين كشور نشستهاند اين سلطنتهاي لرزان نشان ميدهد كه اوضاع سياسي در چنان سالها تا چه اندازه بيثبات و چگونه اين امپراتوري گسترده از داشتن قدرت لازم كه فقط حافظ نظم دربار شاهنشاهي باشد محروم بوده است.
از مقياسه اوضاع و شرايط كنوني با دورههاي پيش اين نكته معلوم ميشود كه در همه اين ناكاميها ناخشنودي مردم از حكومتها در هموار كردن راه براي قدرت مهاجم به مراتب مؤثرتر از خود قدرتها بوده است. به خصوص در حمله عرب كه مردم از يك سو سادگي و بيتكلفي سربازان فاتح را با حشمت و جبروت نيروي مسلط بر خود مقايسه ميكردند. و از سوي ديگر در مقابل نظام طبقاتي حاكم بر مردم داستانها از عدالت و مساوات اسلامي ميشنيدند. اگر در اين درگيري به راستي مردم با نيروي دولتي و فرماندهان دولتي همراه بودند و بلكه اگر خود راه را براي سربازان اسلام هموار نميكردند شكستها چنان پيدرپي و در فاصلههاي كوتاه رخ نميداد.
در اين سالها پادشاهي ايران را «يزدگرد» سوم به عهده داشت. وي جواني دلير و با اراده و فعال بود و در مدتي كوتاه توانست وضع آشفته دربار ساساني را سامان دهد. اما به نظر ميرسد كه يا از داخل كشور خود و حال مردم اطلاع درست نداشته و نميدانسته كه آنان از دستگاه دولتي دلي خوش ندارند و يا اگر آگاه بود جز آنچه كرد كاري از او بر نميآمده است.
يزدگرد به جاي آنكه بداند چرا مردم او دين اسلام و سپاه عرب را بر آئين كشور و فرماندهي ايراني ترجيح ميدهند سرداراني را با لشگرهاي انبوه مأمور جلوگيري از پيشروي مسلمانان كرد. قطعاً در اين اقدام از مشورت اطرافيان دور و نزديك استفاده كرده است سرداران او هر چند مرداني لايق بودند اما يكي پس از ديگري شكست خوردند و كشته شدند. تنها نبرد «جسر» (پل) بود كه سپاه ايران پيروزي يافت «جنگ جسر» در سال سيزدهم هجرت
يزدگرد درصدد برآمد كه آخر تلاش خود را به كاربرد سپاهي بزرگ قريب به يكصد و پنجاه هزار نفر در اشترينان مستقر كرد. اشترينان كه قبل از اين يكي از مراتع سلطنتي بشمار ميرفته مورد توجه يزدگرد قرار ميگيرد و اين منطقه را براي نبرد برميگزيند، در بالاي كوه يزدگرد قلعهاي ميسازد و سپاهيان او در دشت اشترينان استقرار مييابند.
فرمانده سپاه ايران «مردان شاه پسر هرمزد» بود و «نعمان» نيز از طرف عمر به سرپرستي سپاه مسلمانان برگزيده شده بود. چند روزي دو لشگر در مقابل يكديگر بودند و جنگ و تلاقي روي نميداد اعراب به دروغ آوازه درافكندند كه خليفه مرده است و آنها قصد بازگشت دارند با اين حيله ايرانيها از سنگر بيرون آمدند و در صحرا با آنها دست به جنگ زدند جنگي كه روي داد سخت و خونين بود و سه روز طول كشيد از چهارشنبه تا جمعه «نعمان» در جنگ كشته شد ولي سپاه ايران از هم گسيخت و با پيروزي مسلمانان پايان يافت. اين جنگ در سال «بيست و يكم هجري» رخ داده است.
چون اين جنگ آخرين مقاومت سپاه ايران برابر عرب بوده است در تاريخ اسلام آن را «فتحالفتوح» خواندند پس از شكست مسلمانان يزدگرد به فارس و سپس به خراسان رفت و در سال 31 هجري در «مرو» كشته شد.
نهاوند در آن زمان شهري بزرگ و معروف بوده و اشترينان كه از توابع اين شهر به حساب ميآمده كوچك و بينام و نشان، به واسطه نزديكي محل وقوع جنگ (شمال اشترينان) با نهاوند اين جنگ در تاريخ به جنگ نهاوند معروف شده است.
«آل زيار در اشترينان»:
بعد از اين اشترينان نيز به تبع شهرهاي اطراف زير حكومت اسلام اداره شده است بعد از اسلام از سلسلههايي كه در اين منطقه حكومت داشتند ميتوان آلزيار را نام برد كه «فرهاد بن مرد آويج» و يا يكي از فرزندان «وشمگير» در لرستان حكمراني كرده در سال 422 هجري قمري «سلطان مسعود غزنوي» براي تصرف اين منطقه با فرهاد زياري مبارزه ميكند و در اين مبارزه سلجوقيان كه قدرت فراواني داشتند سپاه «فرهاد زياري» و «علاءالدوله بويهي» را شكست ميدهند و اين منطقه را به زير سلطنت خود درميآورند. هم اكنون بازماندگان «آل زيار» در اشترينان ساكن هستند و طايفه زيوياري را تشكيل ميدهند.
«قتل خواجه نظامالملك در شمال اشترينان»
«خواجه نظامالملك» وزير مقتدر سلوجوقي در اواخر عمر (77 سالگي) با اصرار «ملكشاه سلجوقي» به شكارگاه شاه در شمال اشترينان و نزديك نهاوند ميآيد «تاجالملك» پيشكار «تركان خاتون» (همسر ملكشاه) اسماعيلي است و با خواجه نظامالملك دشمني ديرينه داشته از فرصت استفاده ميكند و با حمايت تركان خاتون بوسيله غلام بچهاي بنام «فضلالله ديلمي» خواجه نظامالملك را در يكي از چادرهايش در قرقگاه سلجوقيان در شمال اشترينان از پاي درميآورد اين واقعه قرن پنجم روي ميدهد.
«مرگ بر كيارق در جنوب اشترينان»
«بر كيارق» فرزند «ملكشاه سلجوقي» در هنگام عبور از اصفهان بسوي عراق در جنوب اشترينان به مرض بواسير مبتلا ميشود و بعد از مدتي ميميرد و در همانجا دفن ميشود. اين مكاندهي است به نام «زواريجان» كه به زعم اهالي بر كيارق براي زيارت به عتبات ميرفتند و به «شاه زوّاران» معروف ميشود. محل دفن او به زيارتگاه تبديل ميشود و بعد از آن دهي در آنجا ساخته ميشود با نام زواريجان.
«جنگ بازماندگان خوارزمشاهيان با وحشيان مغول»
اين جنگ در شمال اشترينان و نزديك ملاير روي ميدهد خوارزمشاهيان در اين جنگ شكست ميخورند و شهرهاي ملاير و بروجرد و به تبع آن اشترينان توسط وحشيان مغول غارت ميشود.
جنگ باباخان با زنديه
جنگي بين «باباخان» حاكم وقت لرستان با طايفه زنديه در شمال اشترينان روي ميدهد كه در اين جنگ باباخان شكست ميخورد و طايفه زنديه بر لرستان حاكم ميشوند.
طاعون (وبا) در اشترينان
در اشترينان تعداد زيادي از مردم بر اثر بيماري طاعون و يا به روايت ديگر بر اثر بيماري وبا ميميرند اين بيماري به مدت هفت سال در منطقه تلفات ميگيرد و سال وبا در اشترينان معروف است.
ماجراي «ظلالسلطان» در اشترينان
«ظلالسلطان» پسر چهارم ناصرالدينشاه از سال 1295 تا 1305 هـ . ق حاكم چهارده ايالت و ولايت جنوب غربي از جمله اصفهان، فارس، خوزستان، كرمانشاه، كردستان، لرستان و... بوده است در هنگام اقامت در لرستان چندي در دو روستاي خوش آب و هواي توده زن و ونايي زندگي ميكند تاج او در يكي از خيمههايش ربوده ميشود و ظلالسلطان براي پيدا كردن تاج خود بزرگان اشترينان را زنداني ميكند و بعد از پيدا شدن تاج زندانيان آزاد ميشوند.
«جنگ اشترينان»
جنبش مشروطيت در سال 1285 هـ . ق پس از اعتراضات عليه «علاءالدوله» حاكم تهران و «عينالدوله» صدراعظم مظفرالدينشاه در تهران شكل گرفت و بختياريها بتدريج در اين جنبش نقش فعالي را برعهده گرفتند «سردار اسعد بختياري» يكي از اعضاء فعال گروه مشروطهخواهان در خارج از كشور پس از مراجعت به ايران به همراه ايل بختياري براي به تثبيت رساندن مشروطيت از اصفهان به تهران لشكر كشيد.
«سالارالدوله» (ابوالفتح ميرزا) پسر سوم مظفرالدين شاه حاكم وقت لرستان و كرمانشاه براي مقابله با سردار اسعد در غرب ايران با سپاه بختياري جنگهاي متعددي ميكند كه جنگ اشترينان يكي از آنهاست. «فرامرز سلطان» از افسران فوج سيلاخور علياست و از فرماندهي است كه در سپاه سالارالدوله كشته ميشود.
«سرهنگ ابوالفتح اوژن بختياري» كه خود از طرف دولت وقت مأمور جلوگيري از طغيان سالارالدوله بوده در كتاب تاريخ بختياري مينويسد:
«اشترينان» جايي بسيار محكم و داراي قلعههاي مستحكم بود و تا آن زمان نيز كسي آنجا را فتح نكرده بود. در اينجا «حضرات گودرزي» كه طايفه معروفي بودند سكونت داشتند سالارالدوله آنچه استعداد و مهمات داشت در اين قلاع متمركز كرده بود و چون آماده نبرد بود وقتيكه رسيديم به محازي قريه مزبور بناي شليك را از اطراف گذاردند.
اردوي ما بمجرد بلند شدن صداي گلوله تفنگ و توپ همانجا پياده شده و توپها را رو به قريه مذكوره باز نمودند و پس از آن دستور حمله صادر شد و دلاوران بختياري كه روز روم را چون شب بزم تصور ميكردند بدون درنگ در همان موقع روز كه آفتاب وسط السماء قرار داشت حمله نمودند و قواي سالارالدوله نيز دفاع كرد تير مانند تگرگ به مهاجمين ميباريد و اينها نيز بدون اعتنا به حمله خود ادامه دادند تا وارد قريه شدند. تير از همه قلاع شليك ميشد توپها هم بدستور «سردار بهادر» به قلعهها بسته شده بود و رياست توپخانه دولتي با «سالار نظام» بود و در حيني كه جنگ در كمال سختي ادامه داشت «نظر عليخان» با دو هزار سوار جرار از طرف بروجرد نمايان شد. همينكه به سه هزار قدمي رسيدند توپها را ميان سواران اوروانه نمودند. همين طور آدم و اسب روي هم ميغلطيد. سوار بختياري به آنها حمله كرد، عدهاي
«تپه چهار طاقي دهريز»
اين تپه در جنگ نهاوند آشپزخانه سپاه يزدگرد بوده است و آثاري از قبيل تنور و ظروف سفالي در اين تپه پيدا شده است كلمه دهريز از دهليز و يا ديگريز به معناي آشپزخانه گرفته شده است. اين تپه در روستاي دهريز در شمال غربي اشترينان قرار دارد.
تپه گورسمه:
اين تپه در شمال شرقي اشترينان قرار دارد تپه گورسمه را به قبل از اسلام نسبت ميدهند و چند فرضيه در مورد آن وجود دارد.
1- اين تپه آتشكده زردتشتيان بوده و موبدهاي زردتشتي در آنجا به عبادت ميپرداختند.
2- تپه مذكور مقبره بزرگي بوده كه مؤبدان زردتشتي را در آنجا دفن ميكردند و بعد از جنگ نهاوند اين مقبره توسط اعراب ويران ميشود. هنوز آثاري از سفالهاي شكسته و ديوار خشتي برروي اين تپه موجود است. در سالهاي اخير حفريات غيرمجازي توسط افراد سودجو در اين تپه صورت گرفته و مقادير زيادي اشياي گران قيمت و سكه از اينجا ربودهاند.
زاغههاي اشترينان:
از نكتههاي قابل توجه اشترينان وجود زاغههاي متعدد در اين شهر است كه براي نگهداري مال و حشم خود از حمله دشمنان آنها را در نقاط مختلفي از شهر حفر كردهاند. علت حفر اين زاغهها را بيشتر به خاطر حمله بختياريها و ناامني منطقه در آن زمان ميدانند اين زاغهها عليرغم اينكه زمان زيادي از حفر آنها ميگذرد هنوز وجود دارند و معروفترين آنها «زاغه كنجغا» در مركز اشترينان است.
«بقعه زواريجان»
اين بقعه در دهي به همين نام در جنوب اشترينان قرار دارد. اين بقعه را بعضيها به «اخنوي ابن نوح» نسبت ميدهند و بعضي ديگر آن را از آن بر كيارق فرزند ملكشاه پادشاه سلجوقيان ميدانند كه در روز دوم ربيعالثاني سال چهارصد و نود و هشت در اين منطقه به بيماري بواسير مبتلا ميشود و بر اثر اين بيماري ميميرد و همانجا دفن ميشود و چون از اصفهان به عراق ميرفته به زعم اهالي براي زيارت بعتبات ميرفته و به شاه زوّاران مشهور ميشود.
آتشكده سرنجه
آتشكده زردتشتيان در جنوب شرقي اشترينان در روستاي «سرنجه» بر روي تپهاي بزرگ قرار گرفته و تا سالهاي بعد از اسلام همچنان روشن بوده است و بقايايي از آن هنوز پابرجاست.
ديگر تپهها و بناهاي تاريخي اشترينان عبارتنداز:
تپه رودخانه، تپه پاقلاع كله، امامزاده عبدالله در روستاي كوشكي سفلي، امامزاده ابراهيم در روستاي دهتركان قبور چهل تن در كوههاي چهل نابالغان و خانهها و قلاع قديمي از جمله: قلاع تشمالان، قلاع آينه، قلاع آجري، خانه توكلي، خانه رنيسي و خانه گودرزي كه قلاع و خانههاي مذكور حدود 150 تا 200 سال قدمت دارند.
منابع و مأخذ
تاريخ تحليلي اسلام سيد جعفر شهيدي
تاريخ مردم ايران عبدالحسين زرينكوب
خداوند الموت پلآمير
آثار تاريخي لرستان حميد ايزدپناه
جغرافياي لرستان اسكندر امانالهي
تاريخ بروجرد غلامرضا مولانا
دورنماي بروجرد حسين حزين بروجردي
جغرافياي اشترينان محمد حسين حسيني
بنام او که هم اول است هم اخر